منابع کارشناسی ارشد تمامی گرایشهای علوم سیاسی در دنیای سیاست                                  معرفی آخرین کتابهای منتشر شده در حوزه علوم سیاسی در  دنیای سیاست                              پربارترین و جدیدترین مقالات گستره علوم سیاسی در  دنیای سیاست                                 پیوند با دهها سایت و وبلاگ تخصصی علوم سیاسی در  دنیای سیاست                                   براي دسترسي به آرشيو دنياي سياست به صفحات داخلي رجوع كنيد                           از ديگر صفحات بخش مقالات (اصلي) دنياي سياست با كليك بر روي شماره هاي صفحات بازديد نمائيد                              نمونه سئوالات كارشناسي ارشد بزودي در دنياي سياست          

 

واكاوي خاستگاه شرقي تمدن و انديشه سياسي
مشرق زمين گهواره سياست‌ورزي
 چاپ اين صفحه ارسال به دوستان
كد مطلب: 122 -   تعداد بازديد: 1056 -  يكشنبه 18 بهمن 1388
سيد‌جواد ميرخليلي
مشرق زمين گهواره سياست‌ورزي

يكي از نظريات عمده در حوزه انديشه سياسي، بحث منشأ و خاستگاه اين نوع انديشه است؛ به گونه‌اي كه مي‌توان به دو نظريه عمده در اين رابطه اشاره كرد: نظريه‌اي كه براساس آن انديشه سياسي از غرب و يونان باستان آغاز مي‌شود و نظريه ديگري كه البته مهجور مانده و كمتر به آن توجه شده، نظريه معتقد به خاستگاه شرقي انديشه سياسي است و بر اين باور است كه انديشه سياسي، ريشه در شرق باستان دارد. اهميت اين بحث بخصوص در رابطه با بومي‌سازي علوم انساني مطرح مي‌شود كه متاسفانه به دليل مواجهه احساسي با آن، چندان از سوي محافل علمي مورد توجه جدي قرار نگرفت؛ چراكه به زعم آنها، عده‌اي از سياستمداران كه در سال حتي وقت خواندن يك كتاب را هم ندارند، با برخورد حذفي و از روي احساسي با اين بحث مهم، موجب دلسردشدن محققان و پژوهشگران در اين رابطه شدند. در حالي كه به نظر مي‌رسد اين بحث، چنان كه رهبر معظم انقلاب هم به آن اشاره كردند، نياز به تعمق و تدبر دارد تا بتوان با رويكردي مدبرانه، انگيزه توجه به فرهنگ و انديشه شرق در قبال انديشه غربي را در دل جوانان اين مرز و بوم ايجاد كرد. ما در اين نوشتار به نقد و بررسي نظريه‌اي كه معتقد است انديشه سياسي از غرب و يونان باستان آغاز مي‌شود، مي‌پردازيم و به برخي شواهد و ادله مبني بر آغاز انديشه سياسي در شرق اشاره مي‌كنيم.
اگر ما چارچوب بحث بومي‌سازي را در حوزه وسيع تفكر شرقي در قبال تفكر وارداتي غربي قرار دهيم، مي‌توانيم بومي‌سازي را شامل توجه به تفكرات شرقي، ايراني و اسلامي بدانيم، يعني همان مدلي كه بارها از سوي رهبر معظم انقلاب هم مورد تاكيد قرار گرفته كه «پيشرفت كشور تنها براساس الگوي اسلامي ايراني امكان‌پذير است...» و اين كه «اگر اين الگوي اسلامي ايراني در مرحله عمل به اجرا گذاشته شود، قطعا به الگوي مورد استفاده كشورهاي ديگر تبديل خواهد شد (سخنراني رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد.) در اين صورت شاهد تحول علمي در عرصه‌هاي مختلف بخصوص در حوزه علوم انساني خواهيم بود و اين قطعا مي‌طلبد كه گذشته تفكر شرقي مورد واكاوي و توجه مجدد قرار گيرد. به همين منظور مي‌توان گفت چنان كه برخي محققان قائلند شرق باستان، به حق گاهواره تمدن لقب يافته است زيرا سرچشمه پيدايش تمامي علوم و فنون بشري بوده و تمدن در اين سوي گيتي تولد و تكوين يافته است، اما هجوم ويرانگر اقوام گوناگون در دوره‌هاي مختلف تاريخي و جنگ‌هاي خانمان برانداز از يك‌سو و جابه‌جايي مداوم مردم و فرهنگ‌ها از طرف ديگر موجب شد بعد از مسيحيت بتدريج نسبت به سهم فراوان شرق در تمدن بشر بي‌توجهي شود.

پس از سده دهم ميلادي، برخي عوامل دست به دست هم دادند تا مرحله به مرحله، انحطاط را در تمامي زمينه‌هاي علمي و فرهنگي بر شرق تحميل كنند. از سوي ديگر، اندك زماني بعد از سپري شدن سده‌هاي ميانه، غرب از خواب غفلت بيدار شد و در مسير تحولات علمي و فرهنگي قرار گرفت در حالي كه شرق هنوز نتوانسته بود خود را از زير بار سنگين جنگ‌ها، تخريب‌ها و يورش‌ها برهاند. به تعبير ويليام پيرويان، هرچند رستاخيز غرب با نمونه قرار دادن فرهنگ و تمدن يونان باستان آغاز شد اما تحولات و تطورات و پيشرفت‌هاي بعدي غرب، روي يك روند تكاملي و خارج از چارچوب اصول علمي تمدن يونان ادامه يافت؛ به گونه‌اي كه مي‌توان گفت در اين ميان، اكثر غربيان با يونان و تمدن هلنيك، برخوردي متعصبانه دارند و سعي وافري به عمل مي‌آيد تا يونان، مبدا تاريخ تمامي علوم و فنون بشري قرار گيرد. البته بديهي است آنچه در اين زمينه انجام گرفته و انجام مي‌شود به هيچ وجه منطقي و علمي نيست و بيشتر با نوعي اصرار و تعصب قومي همراه است (ويليام‌پيرويان، سير تحول انديشه سياسي در شرق باستان، ص يك.) چراكه آنها (غربيان)، همه چيز را از يونان باستان مي‌گيرند كه اگر ما حمل بر صحت كنيم در اين صورت مي‌توانيم بگوييم اينها اشتباه كرده‌اند، اما در صورت عدم حمل بر صحت مي‌توان گفت آنها به دليل سيطره خود چنين كرده‌اند (دكتر نجف لك‌زايي، انديشه سياسي در ايران قبل از اسلام و شرق باستان)؛ يا چنان كه رهبر فرزانه انقلاب فرمودند: ...« اينها در طول سال‌هاي متمادي به باور ايراني تزريق كردند كه تو نمي‌تواني؛ بايد دنباله‌رو غرب و اروپا باشي. نمي‌گذارند خودمان را باور كنيم. الان اگر در علوم انساني، در علوم طبيعي، فيزيك و رياضي و غيره يك نظريه‌ علمي داشته باشيد، چنانچه برخلاف نظرات رايج و نوشته شده‌ دنيا باشد، عده‌اي مي‌ايستند و مي‌گويند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظريه‌ فلاني است.»

حتي متاسفانه از اوايل سده بيستم ميلادي كه تجددخواهي در ايران با نوعي غربگرايي شتابزده همراه شد، بتدريج اين روند سياسي ادامه يافت و بشدت ترغيب و تشويق شد. فرهيختگان دانشگاه‌هاي غربي در اين سرزمين، متصدي امور شدند و همان ديدگاه غرب را درخصوص برخورد با تمدن و فرهنگ يونان رواج دادند. علاوه بر مسائل علمي و فرهنگي حتي تاريخ شرق نيز با سبك و روش غربيان و مبتني بر فرضيه‌ها و ادعاهاي آنان تدوين شد؛ در نتيجه پيگيري و پرداختن به اصول علمي و سهم شرق در تمدن بشري به عنوان زيربناي علوم و فنون يونان به طور جدي ناديده انگاشته شد و اگر هم در اين باره سخني به ميان آمد، تنها شعاري بي‌محتوا و توخالي بود (ويليام پيرويان، پيشين، ص 2)‌.

به هر حال، واقعيت اين است كه تمدن‌هاي شرقي و پيچيدگي‌هاي آن نه تنها مهجور مانده‌اند، بلكه گاهي اصولا اطلاعاتي درباره آنها در دست نيست. جالب‌تر اين كه اگر هم اطلاعاتي وجود دارد، محصول پژوهش‌ها و كند و كاوهايي است كه به كوشش خاورشناسان غيرشرقي و اغلب اكثراً مغرب زميني انجام شده و البته پرواضح است كه در چارچوب جهان‌بيني و با مقام گردآوري برخاسته از نظام ارزشي خودشان. بنابراين مي‌توان گفت چه‌بسا، مهجوري شرق و انديشه آن تاحد زيادي به دليل كوتاهي و كم‌توجهي محققان و انديشوران شرقي باشد كه يا سنت خود را جدي نمي‌گيرند تا درباره آن به تعمقي دانش‌پژوهانه بپردازند يا به دليل بيگانه شدن با آن اصولا راه نزديكي به آن را نمي‌دانند (دكتر فرهنگ رجايي، تحول انديشه سياسي در شرق باستان، ص 8)‌.

يكي از ادله‌هاي محكم در رابطه با خاستگاه شرقي انديشه سياسي، اين است كه به لحاظ ديني و سياسي، تاريخ تمدن از مشرق آغاز مي‌شود. اگر گفته افلاطون و ارسطو را بپذيريم كه انسان مدني بالطبع است؛ پس بايد قبول كرد كه پيش از اين دو حكومت و دولت وجود داشته است (دكتر نجف لك‌زايي، پيشين)؛ به اين معنا كه اگر اين فرض را بپذيريم كه انديشه سياسي با افلاطون آغاز شده است، در حقيقت يا اين باور اساسي نزد يونانيان را نقض كرده‌ايم كه انسان سرشتي مدني‌الطبع دارد يا اين كه معتقد شده‌ايم به اين كه تمدن‌هاي بسيار كهن قبل از يونان، مدنيت نداشته‌اند و به تبع آن انديشه سياسي نيز توليد نكرده‌اند؛ در حالي كه تاسيس نهادهايي با كاركرد تخصيص آمرانه ارزش‌ها با بروز مدنيت همراه بوده است و براساس كشف باستان‌شناسان به نيمه‌هاي هزاره چهارم قبل از ميلاد بازمي‌گردد. هيچ مدنيتي با داشتن يك زيربناي نظري عميق و همگون؛ خواه صيقل‌خورده يا صيقل‌نخورده نمي‌تواند دوام بياورد؛ مگر اين كه توجيه قانع‌كننده و قوام‌دهنده‌اي براي ساختار و عملكرد سياسي ارائه كند؛ به همين دليل، انديشه سياسي با زندگي مدني همراه بوده است، ولي بدون شك در زمان افلاطون به درجه والايي از پيچيدگي و قوام‌يافتگي رسيده است (دكتر فرهنگ رجايي، پيشين، ص 9 - ‌8)‌.

يكي ديگر از ادله شرقي بودن خاستگاه انديشه سياسي، اين است كه وقتي دولت‌ شهرهاي يونان تاسيس شدند از عمر دولت شهرهاي آشور، حداقل 20 قرن سپري شده بود. دليل ديگر، اين كه زماني كه سير تحول انديشه آييني هند سبب پيدايش انديشه سياسي و در نهايت، ظهور ده‌ها تشكل سياسي جمهوري مانند در سرزمين هند شد هنوز در يونان باستان، خبري از دولت شهرها نبود. همچنين دليل ديگر خاستگاه شرقي داشتن انديشه سياسي، به اين مساله بازمي‌گردد كه تاريخ ظهور و تكامل انديشه در چين و بنيانگذاري مكاتب متعدد آن كه به صد مكتب معروف هستند، مقدم بر آغاز تحليل انديشه در يونان است. به نوشته ويليام پيرويان، نمونه‌ها در اين مورد بسيارند، ولي تمام اين دانش‌ها و واقعيات در شرق ناديده انگاشته شده‌اند؛ در حالي كه قلمفرسايي و مداحي در يونان و غرب به وفور انجام مي‌گيرد و اين قصوري بزرگ نسبت به شرق و پيشرو و بنيانگذار اصول اوليه دانش بشري است (ويليام‌پيرويان، پيشين، ص 2)‌.

به هر حال، اين بحث، جاي پرداختن و تحقيقات مفصلي دارد كه براستي، خاستگاه واقعي انديشه سياسي در شرق بوده يا آن‌گونه كه غربيان ادعا مي‌كنند در غرب؟ در هر صورت، شواهدي كه در اين نوشتار به دست داده شد، حاكي است كه انديشه سياسي در شرق متولد شده است؛ چرا كه اولين دولت شهرها در شرق تولد و تكوين يافتند.

در نوشتارهاي بعدي به تفصيل به ادله مورد اشاره در باب تولد انديشه سياسي در شرق خواهيم پرداخت.

منبع > جام جم

نظرات
نام:
ايميل
سايت:
نظر :



قبلي   بعدي
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است